معنی وعید
5 بازدید
[ وَ ] (ع اِ) وعدهٔ بد. مقابل وعده که نوید و مژده و وعدهٔ خوب است. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء): ز توحید و قرآن و وعد و وعید ز تأیید و از رسمهای جدید.فردوسی. این همه آمد شد و وعد و وعید ازبرای امتحان خواهد بُدَن.عطار. چو عاصی ترش کرده روی از وعید چو ابروی زندانیان روز عید.سعدی. || هدیر شتر نر چون آهنگ جَستن نماید. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).[ وَ ] (ع مص) بیم کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (غیاث اللغات). تهدید. (اقرب الموارد). || وعدهٔ بد کردن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وعید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر