معنی وعث

معنی وعث

6 بازدید
[ وَ ] (ع ص، اِ) جای نرم و بی ریگ که پای در آن فرورود. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || راه که به آسانی نتوان رفتن در وی. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). وَعِث به همین معنی است. (منتهی الارب). || استخوان شکستهٔ گران سنگ. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || (اِمص) لاغری. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || (مص) دشوارگذار گردیدن راه. (منتهی الارب). || شکسته گردیدن دست. (ناظم الاطباء).
[ وَ عَ ] (ع مص) شکسته گردیدن دست. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || دشوارگذار گردیدن راه. (اقرب الموارد).
[ وَ عِ ] (ع ص) راه که به آسانی نتوان رفتن در وی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). راه دشوارگذار. (ناظم الاطباء).
[ وُ ] (ع اِ) جِ وَعث. (اقرب الموارد). رجوع به وَعث شود.
[ وُ عُ ] (ع اِ) جِ وَعث . رجوع به وَعث شود.

کلمات هم‌قافیه با «وعث»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عث» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید