معنی وعاء
6 بازدید
[ وِ / وُ ] (ع اِ) اعاء. خنور. (آنندراج) (منتهی الارب). آوند. (مهذب الاسماء). ظرف. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). باردان. (ترجمهٔ علامهٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی) (دهار). ج، اوعیة، اَوعاء. (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (آنندراج) (منتهی الارب). || (اصطلاح طب) فضاء خالی در باطن عضو حاوی. رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود. - وعاء المیزان؛ خانهٔ ترازو. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «وعاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر