معنی وطی
6 بازدید
[ وَطْیْ ] (ع مص) آرامش با کسی. آرمیدن. جماع کردن. (غیاث اللغات): و الدخول الموجب للمهر هو الوطی قُبُلاً او دبراً. (شرایع علامهٔ حلی). طفل را نبود ز وطی زن خبر جز که گویی هست آن خوش چون شکر. مولوی. || پایمال کردن. (غیاث اللغات).
کلمات همقافیه با «وطی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طی» برای سرودن شعر