معنی وطء
7 بازدید
[ وَطْءْ ] (ع مص) سپردن چیزی را زیر پای. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رفتن و پایمال کردن. (غیاث اللغات). || گائیدن زن را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || آماده کردن و نرم و آسان گردانیدن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء): هی اشد وطأ؛ ای قیاماً (منتهی الارب) (ناظم الاطباء)، ای اوفق للقیام. (ناظم الاطباء). || (اِ) زمین نشیب میان زمینهای بلند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وطء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طء» برای سرودن شعر