معنی وضاعة
4 بازدید
[ وَ عَ ] (ع مص) فرومایه و ناکس و دون مرتبه گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || پسرخوانده گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دعی و زنازاده بودن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وضاعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر