معنی وصفة
11 بازدید
[ وَ فَ ] (ع مص) بیان کردن طبیب برای مریض آنچه از دارو که باید مریض بدان مداوا و معالجت گردد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وصفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر