معنی وصایة
6 بازدید
[ وَ / وِ یَ ] (ع اِ) اندرز. (منتهی الارب). وصیت. (اقرب الموارد). || شاخ خرما که بدان پشتواره بندند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، وَصا. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || (اِمص) وصی گردانیدگی و عمل وصی گردانیدن. (ناظم الاطباء).[ وُ یَ ] (ع اِمص) اسم است وصیت را. (منتهی الارب). وصی گردانیدگی و عمل وصی گردانیدن. (ناظم الاطباء). رجوع به وصیت شود.
کلمات همقافیه با «وصایة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر