معنی وصایا
6 بازدید
[ وَ ] (ع اِ) جِ وصیة. (از اقرب الموارد). جِ وصیت. (دهار) (آنندراج) (غیاث اللغات). اندرزها و پندها و وصیتها. (ناظم الاطباء): و او را [ نوشیروان ] خود تصنیفها و وصایاست. (ابن البلخی). || جِ وصایة. (ناظم الاطباء). رجوع به وصایة شود.
کلمات همقافیه با «وصایا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر