معنی وصاة
4 بازدید
[ وَ ] (ع اِ) اندرز و پند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). وصیت. || شاخهٔ خرما که بدان پشتواره بندند. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ج، وَصی ََ. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وصاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر