معنی وشتن
5 بازدید
[ وَ تَ ] (مص) جستن. (آنندراج). رقص کردن. (آنندراج) (انجمن آرا). رقاصی کردن. (برهان). رقصیدن. (برهان). جست وخیز کردن. (ناظم الاطباء). و مخصوصاً آن قسم رقصی که مخصوص دراویش است. (ناظم الاطباء): یارم ز در درآمد وشتن کنید وشتن این خانه را ز وشتن گلشن کنید گلشن. قاسم انوار. رجوع به وشت شود.
کلمات همقافیه با «وشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر