معنی وسیج
4 بازدید
[ وَ ] (ع اِ) رفتاری است شتر را. (منتهی الارب) (آنندراج). رفتاری تند و شتاب مر شتر را. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (مص) به رفتار وسیج رفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).[ وَ ] (اِخ) از نواحی ترکستان است به ماوراءالنهر. (منتهی الارب) (انجمن آرا) (آنندراج) (معجم البلدان) (سمعانی). قریه ای است نزدیک فاراب و محمدبن محمد طرخان فارابی از مردم آنجا است.
کلمات همقافیه با «وسیج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر