معنی وسناد
6 بازدید
[ وَ ] (ص، ق) بسیار و انبوه و فراوان بودن هر چیزی. (آنندراج) (برهان). بسیار. (فرهنگ اسدی). پر. (فرهنگ اسدی). بسیار و فراوان و پر و سرشار. (ناظم الاطباء): امروز به اقبال تو ای میر خراسان هم نعمت و هم روی نکو دارم وسناد. رودکی (از اسدی). و به این معنی با شین معجمه نیز آمده است. (آنندراج) (برهان). نفیسی نوشته است: پندارم که در اصل وسیار بوده باشد که شاید لهجه ای از همان کلمهٔ بسیار باشد. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به وستاد و وشناد شود.
کلمات همقافیه با «وسناد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر