معنی وستا
5 بازدید
[ وَ ] (اِ) ستایش خالق و خلق . (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا). ستایش خدا. (غیاث اللغات). ستایش و شکر خالق. (ناظم الاطباء). || (اِخ) به وزن و معنی استاست که تفسیر زند باشد. (برهان) (انجمن آرا). وستا تفسیر زند است و زند صحف ابراهیم بود. (صحاح الفرس) (لغت نامهٔ اسدی). و این غلط است. (مرحوم دهخدا) (صحاح الفرس). و آن کتابی است تصنیف زردشت در احکام آتش پرستی. (آنندراج) (برهان). رجوع به اوستا شود: چو گلبن از گل آتش نهاد عکس افکند به شاخ او بر، دراج گشت وستاخوان.اوبهی. || وستا که یونانیان او را هستبا میگفتند ربةالنوع آتش بوده چنانکه ویرژیلیوس همه جا در آثار خویش نام او را مرادف آتش ذکر کرده. این ربةالنوع را در آتن و روم ستایش میکردند و نوما او را در روم معبدی بنا نهاد که وستالیس ها در آن معبد نگاهدار آتش مقدس بودند. || (اِ) آتش. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وستا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تا» برای سرودن شعر