معنی وسایل
5 بازدید
[ وَ یِ ] (ع اِ) وسائل. جِ وسیلة. اسباب و لوازم. (فرهنگ فارسی معین): با این وسایل و فضایل در خصم شکنی و دشمن شکنی بر مردان جهان فسوس کردی. (فرهنگ فارسی معین از لباب الالباب). گر تو برانی کسم شفیع نباشد ره به تو دانم دگر به هیچ وسایل.سعدی. - وسایل ارتباطی؛ هر چیز که ارتباط میان دو کس یا دو جا برقرار کند. - وسایل نقلیه؛ وسایط نقلیه.
کلمات همقافیه با «وسایل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر