معنی وساوس
5 بازدید
[ وَ وِ ] (ع اِ) جِ وسواس، به معنی اندیشهٔ بد و آنچه در دل گذرد. (آنندراج) (غیاث اللغات) (اقرب الموارد). || جِ وسوسه : خدای عزوجل از تنش بگرداناد مکاره دو جهان و وساوس خناس. منوچهری. خواهی که شود رسته روانت ز جهنم در مدح علی کوش که رستی ز وساوس. ناصرخسرو. تا کی باشد تو را وساوس همراه تا کی باشد تو را کواکب همبر؟مسعودسعد. متابعت وساوس شیطانی و موافقت هواجس نفسانی نمودی. (سندبادنامه). رجوع به وسوسه شود.
کلمات همقافیه با «وساوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر