معنی وزوزی
5 بازدید
[ وِزْ وِ ] (ص نسبی) در تداول، موی وزکرده و ژولیده و دارای جعدهای بسیار ریز و نامرتب. (فرهنگ فارسی معین از فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده).
کلمات همقافیه با «وزوزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر