معنی وزمه
5 بازدید
[ وَ مَ / مِ ] (اِ) فصل زمستان را گویند، چه وزمه بادی باشد که در آخر زمستان وزد. (آنندراج). - باد وزمه؛ بادی که در آخر زمستان وزد. (ناظم الاطباء). - وزمه باد؛ بادی که در آخر زمستان وزد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وزمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر