معنی وریس
7 بازدید
[ وَ ] (ع ص) (ثوب...) جامهٔ رنگین. ورس. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (آنندراج). به ورس رنگ کرده. وریسه به همین معنی است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وریس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر