معنی وریخة
5 بازدید
[ وَ خَ ] (ع ص) زمین تر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || خمیر نرم فروهشته. (منتهی الارب) (آنندراج). خمیر شل که آب آن زیاد باشد. (ناظم الاطباء). خمیری که آب آن زیاد شده باشد و رقیق گردد. (از اقرب الموارد). آرد سرشتهٔ سست. (مهذب الاسماء). ج، ورائخ. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وریخة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خة» برای سرودن شعر