معنی ورچروکیدن
5 بازدید
[ وَ چُ دَ ] (مص مرکب) ترنجیدن. (یادداشت مؤلف). چین افتادن روی چیزی بر اثر خشک شدن یا بر روی انسان بر اثر پیری و لاغری و مانند آن. چروک خوردن. پلاسیدن. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «ورچروکیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر