معنی وروار
5 بازدید
[ وَرْ ] (اِ) کرسی و تخت پادشاه و نشیمن و اورنگ پادشاهی. || بالاخانه و غرفه و حجره ای که بر بالای حجره ای دیگر سازند. (ناظم الاطباء). رجوع به ورواره شود.
کلمات همقافیه با «وروار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر