معنی ورهاء
6 بازدید
[ وَ ] (ع ص) مؤنث اَورَهْ. (منتهی الارب). زن گول و احمق. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || سحابة ورهاء؛ ابر بسیارباران. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || ریح ورهاء؛ باد تند و شتاب وزنده. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ورهاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر