معنی ورنتل
5 بازدید
[ وَ رَ تَ ] (ع اِ) داهیة. (اقرب الموارد). مصیبت. بلا و سختی. (ناظم الاطباء). || امر عظیم. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). وَرَنتَلی ََ. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ورنتل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تل» برای سرودن شعر