معنی ورنامه
6 بازدید
[ وَ مَ / مِ ] (اِ مرکب) برنامه. سرنامه. عنوان. (برهان). آنچه بر سر کتابتها نویسند که به شرف مطالعهٔ فلان برسد. (برهان): چو زآن نامه ورنامه برخواندند سخنهای نغزش برافشاندند.فردوسی.
کلمات همقافیه با «ورنامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر