معنی ورنا
7 بازدید
[ وَ / وُ ] (ص) برنا. جوان که در مقابل پیر است. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء): جهان پیر ورنا شد دگر بار بنفشه زلف گشت و لاله رخسار. (ویس و رامین). || خوب و نیک. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || فاخته و کبوتر کبودرنگ. || (اِ) گندم. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ورنا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نا» برای سرودن شعر