معنی ورفان

معنی ورفان

7 بازدید
[ وَرْ رَ ] (ص) شفیع. شفاعت کننده. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). درخواست کنندهٔ جرم و گناه. (برهان) (آنندراج). درخواست نمایندهٔ بخشش گناه. (ناظم الاطباء). در حاشیهٔ برهان قاطع آمده: ورفان شفیع بود. مسعود غزنوی گوید: دادم بده وگرنه کنم جان خویشتن مدح امیر و نزد تو آرم به ورفان. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین از لغت فرس ص ۳۵۴). در رشیدی آمده: ورقان [ با قاف ] (با فتح و تشدید راء مفتوح) شفیع. مسعود غزنوی گوید: دادم بده وگرنه کنم جان خویشتن مدح امیر گویم و آرم به ورقان. لیکن از این بیت به معنی شفاعت ظاهر میشود. در صحاح الفرس آمده: ورفشان شفیع بوده مسعود غزنوی گفت: دادم بده وگرنه کنم جان خویشتن مدح امیر، نزد تو آرم به ورفشان. آقای طاعتی نوشته اند: این لغت در فرهنگ اسدی چاپ اقبال ورفان با راء مشدد آمده، در برهان قاطع نیز آن را به فتح اول و ثانی مشدد و فای به الف کشیده و به نون زده ضبط کرده اما در نسخهٔ ک از صحاح الفرس بطور وضوح دوبار ورفشان با شین آمده و چون لفظ ورفشان MMM برفشان در مورد شفیع صحیح تر به نظر رسید ضبط نسخهٔ ک متن قرار داده شده. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین).

کلمات هم‌قافیه با «ورفان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید