معنی ورطة

معنی ورطة

5 بازدید
[ وَ طَ ] (ع اِ) کون. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). اِست. (از اقرب الموارد) (آنندراج). || هر زمین پست مغاک. || زمین هموار بی راه و نشان. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بیابان بی راه و بی نشان. (ناظم الاطباء). || هلاکی و هر امر دشوار که روی رهایی نداشته باشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (آنندراج). || گِل تنک. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). وحل. (اقرب الموارد). || گِلزار که چون گوسفند در آن افتد رها نشود. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || چاه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ج، وِراط. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || هلاکت و جای هلاکت. || هر خطر و دشواری که دچار انسان میگردد. || تباهی. || هر چیز ترسناک و هولناک و خطرناک که کسی از آن رهایی ندارد. (ناظم الاطباء): خلاصم ده از ورطهٔ ناپسند به رویم در مغفرت درمبند.نزاری قهستانی. - ورطهٔ هلاکت؛ مخاطره و جای خطرناک. (ناظم الاطباء). || غرقاب. (ناظم الاطباء). || مجازاً به معنی گرداب مستعمل است. (غیاث اللغات از منتخب از بحر الجواهر): گفتم از ورطهٔ عشقت به صبوری به در آیم باز می بینم دریا نه پدید است کرانش. سعدی. در این ورطه کشتی فروشد هزار که پیدا نشد تخته ای بر کنار.سعدی. اگر نه عقل به مستی فروکشد لنگر چگونه کشتی از این ورطهٔ بلا بَبَرد. حافظ (دیوان چ قزوینی -غنی ص ۸۸). ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش باید برون کشید از این ورطه رخت خویش. حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «ورطة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «طة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید