معنی ورشان
8 بازدید
[ وَ رَ ] (ع اِ) پرنده ای است که آن را به فارسی مرغ الهی گویند و آن کبوتر صحرایی است. (برهان) (آنندراج). قمری. (منتهی الارب). ساق حرّ. (قاموس). کبوتر دشتی. (زمخشری) (اقرب الموارد). گوشت آن خفیف تر از گوشت کبوتر است. (منتهی الارب). کبوتر کوهی. ج، وراشین. (مهذب الاسماء). مؤنث آن ورشانة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): هر روز کلنگ را نفیر دگر است مسکین ورشان با بم و زیر دگر است. منوچهری. || حملاق العین الاعلی. || (ص) کبیر و بزرگ. (اقرب الموارد).[ وِ ] (ع اِ) جِ وَرَشان. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به ورشان شود.
کلمات همقافیه با «ورشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر