معنی ورسی
6 بازدید
[ وَ سی ی ] (ع ص، اِ) نوعی از کبوتر که رنگش مایل به سرخی و زردی باشد. (منتهی الارب). نوعی از کبوتر زرد مایل به سرخی. || قسمی از چوب که از آن تیر میسازند. (ناظم الاطباء). || بهترین کاسهٔ زرین. (منتهی الارب). نیکوترین قدحهای طلا. و در حدیث است: اخرج الیه قدح ورسی مفضض. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ورسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر