معنی ورستاد
7 بازدید
[ وَ رَ ] (اِ) اوقات گذری باشد که به جهت مردم نامراد و طالب علم مقرر سازند. (برهان). وظیفه و مقرری و مدد معاش که برای مردم طالب علم برقرار میکنند. (ناظم الاطباء). وظیفه. (برهان) (دهار) (ناظم الاطباء). وظیفهٔ مقرر که بدان اوقات گذر کنند. وظیفه ای که برای مستحقان برقرار کنند. (انجمن آرای ناصری): خدایا توئی جمله را دستگیر ورستاد جودت ز ما وامگیر. عسجدی (از انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «ورستاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر