معنی ورسان
5 بازدید
[ ] (اِخ) دهی جزء دهستان حومهٔ بخش دستجرد شهرستان قم، در یک هزارگزی راه فرعی دستجرد به سرهه رود. سکنه ۳۰۸ تن. آب آن از چشمه تأمین می شود و محصول آنجا غلات، بنشن، باغات انگور، بادام و قیسی و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «ورسان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر