معنی ورخچی
4 بازدید
[ وَ رَ ] (حامص) زشتی. (برهان) (آنندراج). کراهت منظر. (فرهنگ فارسی معین): اگر نظرت بر ورخچی بیفتد دلت برنشورد. (فرهنگ فارسی معین از معارف بهاء ولد چ ۱۳۳۸ ص ۱۴). || زبونی. (برهان). فرومایگی. پستی. (فرهنگ فارسی معین). پلیدی. (برهان). رجوع به ورخجی شود.
کلمات همقافیه با «ورخچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر