معنی ورخج
4 بازدید
[ وَ رَ ] (ص) فرخج. ورخچ. زشت و زبون و پلید و کریه منظر. (برهان) (غیاث اللغات) (آنندراج) (انجمن آرا). چرکین و زشت و زبون و پلید و کریه منظر و بدگل. (ناظم الاطباء): پیش دلشان سپهر انجم این بوده ورخج و این تخجّم.خاقانی.
کلمات همقافیه با «ورخج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خج» برای سرودن شعر