معنی ورجستن
6 بازدید
[ وَ جَ تَ ] (مص مرکب) برجستن. جستن به سوی بالا. در مقابل فروجستن. - امثال: تا توانی ورجه چون نتوانستی فروجه.
کلمات همقافیه با «ورجستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر