معنی ورجان
5 بازدید
[ وِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان قهستان بخش کهک شهرستان قم، کوهستانی و سردسیری است. سکنهٔ آن ۸۷۴ تن و آب آن از دو رشته قنات تأمین می شود و محصول آن غلات، پنبه، باغات انار و انجیر و شغل اهالی زراعت است. عده ای برای کسب به تهران و قم میروند. بقعه ای به نام شاهزاده عبداللََّه دارد. مزارع میوند کیلوئیه، شاه بلبل، تکیه جزو این ده است. سر راه فرعی قم به کهک واقع است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «ورجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر