معنی ورثة
6 بازدید
[ وَ رَ ثَ ] (ع ص، اِ) جِ وارث. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به وارث شود. - تو ورثه افتادن؛ مالی که متنازع فیه وراث کسی باشد. - || زنی که افراد مختلف از او تمتع برند. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «ورثة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثة» برای سرودن شعر