معنی ورتسیدن
5 بازدید
[ وَ تَ دَ ] (مص مرکب) نشستن. (ناظم الاطباء) (آنندراج): زر اگر داری برو ورتس بالای همه ورنه چندین عر و گوزت چیست ای ابله مآب. ملایزدی (از آنندراج). چون ورتسد بمسند شیرین تکلمی کی کور نطق من به بهای شکر دهد. یزدی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ورتسیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر