معنی ورت
7 بازدید
[ وَ ] (ص) برهنه. (برهان) (ناظم الاطباء). عریان. (برهان) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). تهی از پوشش. به ضم اول هم به نظر آمده است. (برهان) (آنندراج).[ وَ ] (حرف ربط مرکب) مخفف و اگر ترا: ورت آرزوی لذت حسی بشناسد پیش آر ز فرقان سخن آدم و حوا. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «ورت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر