معنی ورانبر
5 بازدید
[ وَ رامْ بَ ] (ق مرکب، اِ مرکب) آن طرف. (برهان) (ناظم الاطباء). آن جانب. (ناظم الاطباء). آن سو. (برهان) (از ناظم الاطباء). جانب و طرف. (انجمن آرا) (آنندراج): ناگه شبی ورانبر گردون برآمدم در خلوت وجود به پویش درآمدم. مولوی (از انجمن آرا) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ورانبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر