معنی وراجی
8 بازدید
[ وِرْ را ] (حامص) هرزه و لاف زدن و به هندی بک بک کرنا. (آنندراج از سفرنامهٔ شاه ایران). || در تداول پرگویی و با کردن صرف شود: شغل خوبی زیر سر کن دخل دار جان بابا را به وراجی چکار؟ بهار (دیوان ج ۲ ص ۲۳۸ از فرهنگ فارسی معین). - وراجی کردن؛ پرگویی کردن. پرحرفی کردن.
کلمات همقافیه با «وراجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر