معنی وذرة
6 بازدید
[ وَ رَ ] (ع اِ) پارهٔ گوشت. (مهذب الاسماء). پارچهٔ گوشت بی استخوان یا گوشت پارهٔ گرد و پهن بریده. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). رجوع به وَذَرَة شود. || تلاق زن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ج، وذر، وَذَر. (منتهی الارب) (آنندراج). || لب. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج): وذرتان؛ دو لب. ابوحاتم گوید وذرتان دو قطعه گوشت است که دو لب به آنها تشبیه شده است. (منتهی الارب). || کنایه از کیر و سرکیر، یا ابن شامة الوذرة، دشنام است و آن کنایه از کیر و سرکیر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): یابن شامةالوذرة؛ یعنی زانیه و زن بدکار. (اقرب الموارد). کلمهٔ فحش است مر تازیان را. (ناظم الاطباء).[ وَ ذَ رَ ] (ع اِ) پارچهٔ گوشت بی استخوان یا گوشت پارهٔ گرد و پهن بریده. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). پارهٔ گوشت. (بحر الجواهر). رجوع به وَذْرة شود.[ وَ ذِ رَ ] (ع ص) زن که در فرج او گوشت بسیار باشد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || زن گنده بوی یا سطبرلب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وذرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر