معنی وذاب
4 بازدید
[ وِ ] (ع اِ) شکنبه ها و روده ها، واحد ندارد. || دسته های راویه و گوشه های آن. || روده هایی که در آنها شیر میریزند تا فوراً منجمد گردد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وذاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر