معنی ودیق
4 بازدید
[ وَ ] (ع ص) فرس ودیق؛ اسب مادهٔ آزمند نر. (منتهی الارب) (آنندراج). مادیان آزمند گشن. (ناظم الاطباء). - اتان ودیق؛ ماده خر آزمند گشن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ودیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر