معنی ودوک
5 بازدید
[ وَ ] (ع ص) دجاجة ودوک؛ ماکیان چربش دار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). ودیک. ودیکه؛ مرغ چاق. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ودوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر