معنی ودقة
6 بازدید
[ وَ دَ قَ ] (ع اِ) نقطهٔ سرخ که بر چشم افتد. (مهذب الاسماء). آماسی باشد صلب بر طبقهٔ ملتحمه و این آماس بعضی را اندر بن گوشهٔ چشم باشد که سوی بینی است و بعضی را اندر گوشهٔ دیگر باشد که سوی گوش است و بعضی اندر زیر پلک باشد و بعضی را آماس های کوچک باشد گرداگرد سیاهی بر شکل ذرهٔ مروارید و رنگ این آماس ها نیز مخالف باشد بعضی را سرخ باشد و بعضی را سپید و بسیار باشد که این علت اندر انتهاء رمد گرم پدید آید. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). رجوع به داود ضریر انطاکی و رجوع به ودق شود.[ وَ قَ ] (ع اِ) یکی وَدق. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به ودق شود.[ وَ دِ قَ ] (ع ص) (عین...) چشم ودق رسیده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). رجوع به ودق شود.
کلمات همقافیه با «ودقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر