معنی ودعة
6 بازدید
[ وَ عَ ] (ع اِ) شبه سپید که از دریا برآرند و شکاف آن همچو شکاف خستهٔ خرما باشد و به فارسی مورچه خوانند و به هندی کوری و جهت دفع چشم زخم بر گردن کودکان آویزند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ج، ودعات، وَدَع. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به ودع شود.[ وَ دَ عَ ] (ع اِ) وَدعَة. (منتهی الارب). رجوع به وَدعَة و ودع شود.
کلمات همقافیه با «ودعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر