معنی ودایع
6 بازدید
[ وَ یِ ] (ع اِ) جِ ودیعه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). امانتها. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به ودیعه شود. - ودایع آفریدگار؛ رعایا. رعیت ها. (فرهنگ فارسی معین). || جِ ودیع. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به ودائع شود.
کلمات همقافیه با «ودایع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر