معنی وخ وخ
14 بازدید
[ وَ وَ ] (صوت مرکب) کلمه ای است از توابع و آن را در محل انتعاش طبیعت و در وقت دیدن و شنیدن چیزی که طبع را خوش آید گویند. (برهان) (غیاث اللغات) (آنندراج). وه وه. (انجمن آرا). کلمه ای است که در وقت خوش آمدن چیزی گویند. (غیاث اللغات). واخ واخ و وه وه نیز آمده. به به. چه بسیار نکوست. (یادداشت مرحوم دهخدا). کلمه ای است که هنگام لذت یا حیرت از چیزی گویند. (ناظم الاطباء). صوتی که حکایت از مزه و لذت و خوشی کند. (لغت نامهٔ اوبهی): به یک وخ وخ که من کردم به صد اخ اخ نمی ارزد. (لغت نامهٔ اوبهی). گندم و جو مباش گو امسال نان جاورس خوش بود وخ وخ. حکیم نزاری قهستانی. به باغ کس چو تخم ذوق میکاشت نوای وخوخی با خویش میداشت. ملافوقی یزدی (آنندراج).
کلمات همقافیه با «وخ وخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وخ» برای سرودن شعر