معنی وخوم
13 بازدید
[ وَ ] (ع ص) مرد گران سنگ و ناموافق. (از منتهی الارب) (آنندراج). مرد ثقیل و گران و ناپسند. ج، وخام، وخامی، اوخام. (ناظم الاطباء). || (ارض...) زمین که گیاهش ناگوارنده باشد. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به وخم و وخامة شود.[ وُ ] (ع مص) وخامة. گران بار و ناموافق گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || گران و ناگوارد شدن طعام. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به وخم و وخامة شود.
کلمات همقافیه با «وخوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر